مشق فارسی دوره اول متوسطه

نکاتی در خصوص ادبیات فارسی دوره اول متوسطه

مشق فارسی دوره اول متوسطه

نکاتی در خصوص ادبیات فارسی دوره اول متوسطه

مشق فارسی دوره اول متوسطه

این وبلاگ با همکاری خانم معصومه ترکمان از مدرسه فرزانگان نهاوند مدیریت می شود و در خصوص مطالبی برای استفاده دانش آموزان دوره اول متوسطه می باشد

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
نویسندگان
آخرین نظرات
  • ۱۳ آذر ۹۷، ۲۳:۳۸ - Ali
    خوبه
  • ۱۳ آذر ۹۷، ۱۹:۲۰ - زهرا
    عالی

راه تشخیص فعل مرکب از ساده

محمد رضا شهبازی | جمعه, ۱ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۱۳ ب.ظ

برای تشخیص فعل مرکب از ساده چند راه وجود دارد که هر یک در جای خود مفید و کارگشا است. قبل از ذکر این شیوهها نکتهای به تأکید تمام یادآوری میکنیم و آن توجه به فعل در زنجیرهی جمله است. فعل را به طور مجرد و خارج از جمله بررسی نکنیم، چه بسا فعلی در یک جمله ساده باشد و همان فعل در جملهی دیگر، در هم نشینی با اجزای متفاوت، مرکب به شمارآید. اما راههای تشخیص :

1. در جملههای چهارجزئی مفعولی- متممی، اگر پیش از فعل اسم یا صفتی باشد که نه مفعول است و نه متمم،قطعاًباجزء فعلی، یک فعل مرکب به شمارمیآید. مثال:

1. احمد پول را از من قرض گرفت.

 نهاد مفعول متمم فعل مرکب

تهمینه نام سهراب را برای پسرش انتخاب کرد.

نهاد مفعول متمم فعل مرکب

سارق پولها را از بانک سرقت نمود.

 فعل مرکب

2- در جملههای چهار جزئی متمم – مسندی یا مفعولی – مسندی نیز اگر جزء غیرصرفی (پایه) نقش متمم یا مسند نداشتهباشد، حتماً جزئی از فعل مرکب است:

مردم از پوریایولی به عنـــــوان پهلوان نام میبردند.

نهاد متمم گروه حرف اضافه مسند فعل مرکب

من او را عاقل گمان کردهبودم.

نهاد مفعول مسند فعل مرکب

3- عبارتهای کنایی دارای فعل- که اجزای آن امروزه تک تک معنای خاصی دارد که با معنای کل عبارت کاملاً متفاوت است- همیشه فعل مرکب هستند.

او دست به عصا راه میرود (= احتیاط میکند)

 نهاد فعل مرکب

جملهی بالا دو جزئی است.

او به من فخر میفروشد. (=ناز میکند یا غرور دارد)

نهاد متمم فعل مرکب

4- مفعولپذیری : اگر در جملهای مفعول همراه با نشانهی خود بیاید، فعل دارای جزء اسمی یا صفتی حتماً مرکب است:

احمد این کتاب را مطالعه کرد.

 فعل مرکب

دزد پولها را سرقت نمود.

 فعل مرکب

در جملهی «دزد پولها را به سرقت برد.»فعل جمله ساده است و "به سرعت" متمم قیدی و قابل حذف است: دزد پولها را برد.

5- هم معنایی با "گرداند"

اگر بتوانیم فعل یک جمله را با " گرداند" عوض کنیم به طوری که معنای جمله تغیر نکند، فعل حتماً ساده و جزء پیش از آن "مسند" است، مثال:شاعر، مجلس را گرم نمود. (گرداند) طوفان خانهها را خراب کرد.( =گرداند)

 
 نقشههای ما را نقش برآب ساخت. (=گرداند)

6- منفی ساختن فعل و افزودن "هیچ" "ی" پیش و پس از جزء غیر صرفی(پایه):

اگر باز هم در ساده یا مرکب بودن فعل تردید داشتیم، باید آن را منفی کنیم و پیش و پس از پایه " هیچ" و وابستهی پسین"ی" بیفزاییم، اگر جمله معنا داشت، فعل حتماً ساده است و در غیر این صورت، مرکب خواهد بود. مثلاً:احمد برای پیروزی خود تلاش کـــــرد.

 مفعول فعل ساده

 ممکن است بگوییم : فعل "کوشش کرد" مرکب است زیرا مترادف با فعل "کوشید" است که خود ساده به حساب میآید. اما این نظر، درست نیست. هر فعلی که یک مترادف ساده داشته باشد، ساده نیست. جملهی بالا را منفی میکنیم:احمد برای پیروزی خود هیچ تلاشی نکرد. (= انجام نداد)

دربارهی جملهی : من درس را یاد گرفتم" نمیتوانیم بگوییم: من درس را هیچ یادی نگرفتم.

میبینیم که ملاک گسترشپذیری (وابستهپذیری ) در این جا دیده میشود و بعد از "کوشش" وابستهی "ی" آمده است و جمله هم معنای کاملاً درست و رایجی دارد. چرا باید از ملاک وابستهپذیری فقط در ساختهای مثبت استفاده کنیم؟اگر فعلی در شکل مثبت خود مرکب باشد،باید در شکل منفی و دیگر ساختها هم مرکب بماند. فراموش نکنیم فعل مرکب، آن است که مصدر مرکب داشته­باشد و بن مضارع آن نیز به صورت مرکب رایج باشد.

نکتهی مهم دیگر آن است که برخی به جزء‌غیرصرفی (پایه) وابسته­ای میافزایند و میگویند : معنا دارد. اما معناداری به تنهایی کافی نیست، فعل باید کاربرد عام داشته باشد و رایج هم باشد.

7- جانشینپذیری

اگر در ساده یا مرکب بودن فعلی در جمله تردید داریم، میتوانیم قسمت فعلی را با فعل هممعنای آن عوض کنیم تا تردید ما برطرف شود. مثال:الف: احمد حرف جالبی زد.

ب: احمد حرف جالبی گفت.

پ : احمد حرف جالبی بر زبان آورد.

 می بینیم فعلهای "گفت" و "بر زبان آورد" معادل و هممعنای فعل "زد" است. پس فعل "زد" در جملهی الف ساده است. توجه به نظام معنایی و کاربرد ها و معانی متفاوت یک فعل در جمله در تشخیص ساده و مرکب بودن آن، ضروری و روشنگر است.مثال دیگر:

الف: او با من مصاحبه کرد.

ب: او با من مصاحبه انجام داد.

فعل "کرد" در جملهی الف به معنای "انجام داد" است و ساده به شمار میرود.

همانگونه که اگر فعلی به معنای "گرداند" یا "گشت " (= شد) باشد، فعل ربطی و اسنادی (مسند خواه) محسوب میشود، فعل "کرد" کرد نیز اگر به معنای "انجام داد" باشد، همیشه ساده و گذرا به مفعول است و جزء پیش از آن (اسم یا صفت) مفعول جمله به شمار میآید.

مثال دیگر:

الف: احمد سوگند خورد.

ب: احمد سوگند یاد کرد.

پ: احمد سوگند به جای آورد.

فعل "خورد" در معنای "به جای آورد" و "یاد کرد" آمده و ساده است و "سوگند " مفعول آن شمرده میشود.

اغلب، نقش مفعولَ
  • محمد رضا شهبازی

راه تشخیص فعل مرکب از ساده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی